خرید بک لینک

از دور تو را دوست دارم!


بی هیچ عطری


آغوشی


لمسی


و یا حتی بوسه ای....


تنها دوستت دارم!


از دور..................

برچسب: دوستت دارم همسرم,دوستت دارم in english,دوستت دارم عشقم,دوستت دارم مادر,دوستت دارم خواهرم,دوستت دارم هميشه هميشه,دوستت دارم meaning,دوستت دارم گروه سون,دوستت دارم خدا,دوستت دارم مهدی احمدوند, نویسنده: کاوه میرزاده تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 10:24

این بار من یک بارگی در عاشقی پیچیدهاماین بار من یک بارگی از عافیت ببریدهام دل را ز خود برکندهام با چیز دیگر زندهام عقل و دل و اندیشه را از بیخ و بن سوزیدهام ای مردمان ای مردمان از من نیاید مردمی دیوانه هم نندیشد آن کاندر دل اندیشیدهام دیوانه کوکب ریخته از شور من بگریخته من با اجل آمیخته در نیستی پریدهام امروز عقل من ز من یک بارگی بیزار شد خواهد که ترساند مرا پنداشت من نادیدهام از کاسهٔ استارگان وز خون گردون فارغم بهر گدارویان بسی من کاسهها لیسیدهام من از برای مصلحت در حبس دنیا ماندهام حبس از کجا من از کجا مال که را دزدیدهام

برچسب: دل را ز خود برکنده ام, نویسنده: کاوه میرزاده تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 8:04

آدم یک وقت هایی ،خودش را برای همیشه جا می گذارد! مثلا روی پله های کثیف محل کاری که محترمانه اخراج شده، نیمکت های چوبی سبز رنگ یک کافه ، رو به روی ویترین مغازه ای توی قیطریه، کوچکترین کلاس دانشکده، ""خیابانی که آخرین خداحافظی هایش را کرده !"" کوچه ای که هفت تا سیزده سالگی اش را در آن بزرگ شده، پنجره ی خانه ی دختری که اولین عشقش را مال خودش کرده، و بعد از آن هر وقت که از آنجا می گذرد ، با دیدن ِ خود تنهای خسته اش ، دهانش تلخ می شود ، وبغض ! از گلویش بالا می آید. آدم، یک وقت هایی ! یک جاهایی ، خودش را جا می گذارد . آن نیمه از خودش را که در مقابل ف

برچسب: یک وقت هایی باید,یک وقت هایی هیچ مرگت نیست,یک وقت هایی,میدانی یک وقتهایی باید,می دانی یک وقت هایی, نویسنده: کاوه میرزاده تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 10:19

قاصدک !!شعر مرا از بر کن برو آن گوشه ی باغ سمت آن نرگس مست و بخوان در گوشش و بگو باور کن یک نفر یاد تو را دمی از دل نبرد.

برچسب: یاد تو,یاد تو دردل من,یاد تو هر تنگ غروب, نویسنده: کاوه میرزاده تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 10:19

نشسته ام بر بام شباز ذهنم فقط تو میگذری نشسته ام و ستاره ها را رصد می کنم کاش امتداد نگاهم به ستاره ای برسد که تو به آن چشم دوخته ای.

برچسب: نویسنده: کاوه میرزاده تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 10:19

اسمش عشقه !!!اسمش دوست داشتنه.!! هر چیزی که هست خیلی عمیق تر از این حرفاست. هر چی که بگی من قبول میکنم هر راهی که بگی میرم . دوستت دارم و آرامشت برام مهمه . هر چیزی بگی مطمئن باش میگم چشم. حتی اگه سختم باشه. تو فقط بگو بهم , بخواه از من. .............................. روباه گفت : آدم ها این حقیقت را فراموش کرده اند اما تو نباید فراموشش کنی تو تا زنده هستی نسبت به آنی که اهلی کرده ای مسئولی ...!

برچسب: حقیقت های فراموش شده, نویسنده: کاوه میرزاده تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 10:19

دلم را خوب می فهمد هر آن کس ماجرا دارد

میان سینه اش هر کس که قلبی مبتلا دارد

پر از دلشوره ی عشقی که سیرابم نخواهد کرد

به دریا می زند خود را دل من تا تو را دارد

برچسب: نویسنده: کاوه میرزاده تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 10:19

"آدمها همدیگر را پیدا می کنند... از فاصله های خیلی دور، از تهِ نسبت های نداشته... انگار جایی نوشته بود که این ها باید کنار هم باشند!! می شوند همدم ، می شوند دوست ، مى شوند رفيق ، اصلا می شوند جانِ شیرین..!! درست می نشینند روی تاقچۀ دلِ هم ... حرفهایشان یک جورِ خوبی دلنشین است، دل برای خنده هاشان ضعف می رود؛ اصلا بودنشان شیرین است !!!! وقتی هم که نیستند، هی همدیگر را مرور می کنند و مُدام گوش به زنگ آمدن هم هستند......!!!!! خدا این آدمها را نگیرد از آدمها..... "

برچسب: افسانه شیرین جان من,این جان شیرین من قربان سرت مادر,همچنانش در میان جان شیرین منزل است,دانلود آهنگ شیرین جان منصور,در میان جان شیرین من است, نویسنده: کاوه میرزاده تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 10:19

یا دست به رفاقت نده و دست نگه دار یا تا ته خط حرمت این دست نگه دار یادست بکش مثل من از هرچه که مستی یا اینکه مرا مثل خودت مست نگه دار تامرگ نباید سخن از دست بگوییم در سینه ی خود هرچه که در دست نگه دار دور از توام و مثل تو دور و بر من نیست مثل من اگر دور وبرت هست نگه دار عشق آخر خط است اگر قصه ی ما را همواره در این کوچه ی بن بست نگه دار عليرضا قنبري

برچسب: دور از توام,نه سرگرم روزای دور از توام, نویسنده: کاوه میرزاده تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 10:19

پاییز می رسد که مرا مبتلا کند با رنگ های تازه مرا آشنا کند پاییز می رسد که همانند سال پیش خود را دوباره در دل قالیچه، جا کند او می رسد که از پس نه ماه انتظار راز درخت باغچه را بر ملا کند او قول داده است که امسال از سفر اندوه های تازه بیارد ـ خدا کند ـ او می رسد که باز هم عاشق کند مرا او قول داده است به قولش وفا کند پاییز عاشق است و راهی نمانده است جز این که روز و شب بنشیند دعا کند ـ شاید اثر کند و خداوند فصل ها یک فصل را به خاطر او جا به جا کند تقویم خواست از تو بگیرد بهار را تقدیر خواست راه شما را جدا کند خش خش... صدای پای خزان است، یک نفر

برچسب: خش خش صدای پای خزان است,خش خش صدای پای خزان است یک نفر, نویسنده: کاوه میرزاده تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 10:19

دریای شور انگیز چشمانت چه زیباست آنجا که باید دل به دریا زد همین جاست در من طلوع آبی آن چشم روشن یاد آور صبح خیال انگیز دریاست گل کرده باغی از ستاره در نگاهت آنک چراغانی که در چشم تو برپاست بیهوده می کوشی که راز عاشقی را از من بپوشانی که در چشم تو پیداست ما هر دوان خاموش خاموشیم، اما چشمان ما را در خموشی گفتگوهاست دیروزمان را با غروری پوچ گشتیم امروز هم زانسان، ولی آینده ماراست دور از نوازشهای دست مهربانت دستان من در انزوای خویش تنهاست بگذار دستت راز دستم را بداند بی هیچ پروایی که دست عشق با ماست

برچسب: آنجا که باید دل به دریا زد همینجاست,آنجا كه بايد دل به دريا زد همين جاست,آنجا که باید دل به دریا زد, نویسنده: کاوه میرزاده تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 10:19

شود تا ظلمتم از بازی چشمت چراغانی مرا دریاب ، ای خورشید در چشم تو زندانی ! خوش آن روزی که بینم باغ خشک آرزویم را به جادوی بهار خنده هایت می شکوفانی بهار از رشک گل های شکر خند تو خواهد مرد که تنها بر لب نوش تو می زیبد ، گل افشانی شراب چشم های تو مرا خواهد گرفت از من اگر پیمانه ای از آن به چشمانم بنوشانی یقین دارم که در وصف شکر خندت فرو مانَد سخن ها بر لب «سعدی» ، قلم ها در کف «مانی» نظر بازی نزیبد از تو با هر کس که می بینی امید من! چرا قدر نگاهت را نمی دانی ؟

برچسب: یقین دارم که می آیی,یقین دارم اثر امشو,یقین دارم که میایی,یقین دارم که میدانی,یقین دارم تو می آیی,یقین دارم دعا هایم اثر دارد,یقین دارم,من یقین دارم که برگ,من يقين دارم كه برگ,من یقین دارم, نویسنده: کاوه میرزاده تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 10:19

صفحه بندی